تألیف، شعر

با بهار می‌آیی

بهار

از کوچه‌های پر راز و رمز زمستان می‌گذرم

و سوار بر بال اشتیاق به بهار می‌رسم.

زندگی تازه می‌شود،

شور در من جوانه می‌زند،

چشم‌هایم انتظار را بدرقه می‌کنند.

بهار می‌آید و من، بیدارِ دیدار تو می‌شوم

تویی که با بهار می‌آیی.